تبلیغات
خاطرات نسل سوخته ! - نمیدونم شاید!!

در جستجوی زندگی انسانی !!

نمیدونم شاید!!

نویسنده :امیر حسین
تاریخ:چهارشنبه 25 آذر 1388-02:31 بعد از ظهر

شاید فقط باید بنویسم همین شایدم فقط باید گوش بدم همین!!

((شبانه))

در نیست
راه نیست شب نیست
ماه نیست
نه روز و نه آفتاب
ما بیرون زمان ایستاده ایم
با دشنه ی تلخی
در گرده های زمان
هیچ كس با هیچ كس سخن نمیگوید
كه خاموشی به هزاران زبان در سخن است
در مردگان خویش نظر می بندیم
باطرحِ خنده یی
و نوبت خود را انتظار میكشیم
بی هیچ
خنده یی!
اگر كه بیهوده زیباست شب
برای چه زیباست شب!شب
برای كه زیباست
شب و
رود بی انحنای ستارگان
كه سرد میگذرد
و سوگواران دراز گیسو
بر دو جانب رود
یادآورد كدام خاطره را

((استاد احمد شاملو))

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:02 بعد از ظهر
Hello, i believe that i saw you visited my weblog thus i
came to return the want?.I'm attempting to to find things to improve my website!I suppose
its adequate to make use of a few of your ideas!!
ماندانا
شنبه 28 آذر 1388 02:12 بعد از ظهر
سکوت آب
می تواند خشکی باشد و فریاد عطش!
سکوت گندم
می تواند گرسنگی باشد و غریو پیروزمند قحط
هم چنان که سکوت آفتاب
ظلمات است
اما سکوت آدمی فقدان جهان و خداست...
شاملو
مارال
پنجشنبه 26 آذر 1388 07:36 بعد از ظهر
براستی صلت کدام قصیده ای غزل!
ستاره باران کدام سلامی به آفتاب
از دریچه ی تاریک
کلام از نگاه تو شکل می گیرد
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی.

به حال و هوای شاملو خوانی بردیم.
hamid
پنجشنبه 26 آذر 1388 01:09 بعد از ظهر
همراه با داستان کوتاه من به حال و هوای محرم و مرور تاریخ بپرداز....
رفع الله رآیت العباس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo